ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

182

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هر كه سر اين شخص ( احمد ) را بيارد هزار درهم جايزه دريافت خواهد كرد . اتباع احمد ( در طبرى از اهل بخارا ) بعلى ابن عيسى دشنام دادند ( و گفتند ما ترا مىكشيم و مال ترا مىگيريم - طبرى ) . جنگ آغاز شد . مردى بنام حاتم طائى از اتباع على بن عيسى حمله كرد طاهر با او مبارزه نمود . طاهر شمشير را با دو دست گرفت و زد و او را كشت . بدين سبب او را طاهر ذو اليمينين گفتند ( دست شمال او كه چپ باشد مانند يمين به كار رفت . علل ديگرى هم ذكر شده از جمله بيعت با حضرت رضا بدست چپ ولى اصح روايات همين است ) . در آن هنگام اهالى شهر رى شوريدند و دروازه‌ها را بستند ( و از پشت سر طاهر آماده جنگ و حمله شدند ) طاهر باتباع خود گفت : باكى نيست شما كار را پيش ببريد و از پشت سر نترسيد هيچ چيز شما را نجات نمىدهد مگر جد و جهد و صدق و وفادارى . طرفين سخت نبرد كردند . ميمنه على بر ميسره طاهر حمله كرد . ميسره طاهر با حال بسيار بد منهزم گرديد . ميسره على نيز بر ميمنه طاهر حمله كرد و آن را به عقب راند . طاهر گفت : تمام دليرى و كوشش خود را متوجه كنيد . اگر يكى از پرچمداران را به عقب برانيد پرچمداران يكى بعد از ديگرى عقب خواهند نشست . اتباع طاهر دليرى و بردبارى كردند و راستى و كوشش را پيشه خود نمودند . بر نخستين گروهى از پرچمداران قلب حمله نمودند آن را شكست داده و منهزم كردند . سخت زدند و زار كشتند . پرچمداران يكى بعد از ديگرى تن بفرار دادند . گريختگان بعلى رسيدند چون وضع را دگرگون ديد فرياد زد : ياران مخصوص و نشان داران و دريافت كنندگان جائزه و انعام و تاجداران و بازو بند داران كجا رفتند ؟ هان هجوم ببريد و حمله كنيد . بعد از فرار جهاد را تكرار نمائيد . يكى از اتباع طاهر او را هدف تير كرد على ابن عيسى افتاد . گفته شده داود سياه سرش را بريد و نزد طاهر برد ( در طبرى چنين آمده . داود سياه كه بعد يكى از سرداران بزرگ شد او را از اسب انداخت و زخم زد و نشناخته رفت . دو مرد به او رسيدند گفت : من على بن